مرتضى مطهرى

126

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مردم پاى منبر پيغمبر نشسته باشند و عملًا به طرف عقب ، از آن دور شوند . ولى در عين حال اين خواب راست است چون صورتى از يك حقيقت است . ميمونها تمثّل بنى اميّه هستند و اينكه مردم نشسته به قهقرا مىروند ، يعنى حفظ صورت اسلام و از بين رفتن معنا و حقيقت اسلام . اگر ملائكه براى يك پيغمبر متمثل مىشوند ، يعنى در تمثّلشان حقيقتى به آن صورت متمثل مىشود . در آنجا مسألهء راست و دروغ به اين شكل مطرح نيست . راست و دروغ تمثّل فرشتگان بر پيغمبر به اين است كه با يك حقيقت منطبق باشد يا نباشد ، كه با حقيقتى هم منطبق بود نه اينكه به همان صورتى كه متمثل شده بايد در عالم عينى واقع شده باشد همان‌طور كه در رؤياى صادقه لازم نيست صورتى كه متمثل شده ، در عالم عينى واقع بشود . بنابراين به فرض اينكه اينها فرشته باشند - اگرچه قطعى نيست كه فرشته بوده‌اند - جواب اين سؤال كه چگونه براى يك حقيقت از چنين وسيله‌اى استفاده شده است همين است كه علامهء طباطبائى داده‌اند و از نظر من هم جواب درست است‌گو اينكه نمىدانم توانستم مطلب را چنان كه بايد توضيح بدهم يا نتوانستم . تصاحب كالاى كفار قريش و مسألهء استخدام وسيله سؤال ديگر كه من خودم آن را يك مقدار توسعه مىدهم اين بود كه اگر در اسلام جايز نيست از وسيله‌هاى نامشروع و فاسد براى هدف مشروع استفاده بشود ، چرا پيغمبر اجازه مىداد كه مسلمين بروند جلوى قافلهء مال التجارهء كفار قريش را - كه از شام به مكه مىرفت - وقتى كه از نزديك مدينه عبور مىكرد بگيرند و كالاى آن را تصاحب كنند كه اروپاييها حتى تعبير زشت « راهزنى » را به كار برده‌اند ؟ آيا غير از اين بود كه اين كار براى هدف مقدسى بود ؟ من اين سؤال را توسعه مىدهم ، مىگويم ممكن است كسى بگويد خود جهاد هم از همين قبيل است چون جهاد هم در نهايت امر يعنى كشتن انسانها ! بديهى است كشتن انسانها فى حدذاته كار درستى نيست . كارى كه فى حدذاته درست نيست ، چرا اسلام اجازه مىدهد ؟ مىگوييد براى هدفى مقدس . پس خود اجازهء جهاد در اسلام ، اجازه دادن اين است كه از وسايل نامشروع براى هدف مشروع استفاده بشود . مثالهاى ديگرى نيز در اين زمينه داريم : مگر فقه ما نمىگويد كه « دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه‌انگيز است » . اين جمله مال سعدى است ولى فقه هم